سيد محمد خالد غفارى
37
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
اعتكاف گذراند و مانند بسيارى ديگر از بزرگان تصوّف سير درونى را با سفر در بلاد گوناگون توأم ساخت و سرانجام در شهر حلب از ديار شام رحل اقامت افكند و مدّتى از دوستى و انس پادشاه آنجا ملك ظاهر پسر صلاح الدّين ايوبى برخوردار گرديد ، امّا بعد از چندى به جرم بيان حقايق و سعى در ارشاد خلايق مغضوب و محسود تنگنظران كور دل و جاهطلبان غافل واقع شد و شمع فروغبخش حياتش به دم سرد آنان خاموش گرديد . به روايت شهرزورى سال افول اين ستاره درخشان 586 يا 588 ه . ق بوده است ، يعنى قتل او در اواخر قرنى واقع شد كه در اوايل آن ، در سال 525 ه . ق ، حكيم فرزانه و عارف شوريده ، عين القضاة همدانى ، در ايام جوانى و به همان اتّهام كفر و زندقه به شهادت رسيد . شهرزورى در بيان سبب قتل سهروردى مىنويسد : وقتى كه شيخ از روم رهسپار شام گشت به شهر حلب وارد شد ، فرمانرواى آنجا در آن هنگام ملك ظاهر پسر صلاح الدّين يوسف ، پادشاه مصر و يمن و شام بود ، ملك ظاهر شيخ را دوست مىداشت و جماعتى از علماى حلب با شيخ در مجلس او حاضر مىشدند و كلام شيخ را مىشنيدند و چون او با صراحت تمام عقايد حكما را بيان مىكرد و مخالفين آنها را به جهل و سفه منسوب مىنمود و در مناظره بر آنها چيره مىآمد و علاوه بر اينها به نيروى روحى و قوّت معنوى امور عجيبى را بروز مىداد ، همگى آنها از راه حسد ، بر تكفير و قتل او متّفق القول گشتند و با توسّل به صلاح الدّين ايوبى ملك ظاهر را - على رغم ميل خود - به قتلش واداشتند . بعد از قتل شيخ ، ملك ظاهر از آنها انتقام گرفت ، بعضى را زندانى كرد و بعضى ديگر را به پرداخت اموال عظيمى مجبور ساخت . در بعضى منابع به دليل فهم نادرست عبارتى از شهرزورى در مورد سبب قتل شيخ ، از قول شهرزورى روايت كردهاند كه گويا علّت قتل او آن بوده است كه بعضى از يارانش او را « ابو الفتوح رسول الله » مىخواندهاند « 1 » و در توجيه اين انتساب ناروا ، دلايلى را بيان كردهاند .
--> ( 1 ) ر . ك : امين رضوى مهدى ، سهروردى و مكتب اشراق ، ترجمهء مجد الدّين كيوانى ، چاپ سعدى ، تهران 1377 ، ص 24 .